به گزارش سرویس حسینیه «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این شهر همان شهر است؛ همان شهری که هفته قبل میدیدیم، همان شهری که ماههای قبل میدیدیم و همان شهری که روزهای قبل میدیدیم. پس چه شده است که شکل و شمایل آن به هم ریخته است و یکجور دیگر شده؟ چه شده است آدمهایی که در یک تصادف ساده تا مرز دعوای سخت با هم پیش میرفتند و در خیابانها به هم راه نمیدادند و...، با هم در حسینیهها، هیئتها و مسجدها، جمع آمدند و به عزاداری پرداختند و شهری دیگر را ساختند؟ چه چیزی آنها را گردهم آورد و آورده و خواهد آورد؟ این، عشق حسین(ع) بود که مانند نخ تسبیح این شهر پراکنده، این ابرشهر فردیتیافته را به هم پیوند داد تا بفهمیم که شهر حسینی یعنی چه؛ شهر عاشورایی یعنی چه و حسینیه تهران به چه معنا و مفهومی است.... دیروز که عاشورا بود، جمعه هم بود، همه از خانههای خود بیرون آمدند و به رودها و نهرهای حب حسینی ریختند و جمعی بزرگ را ساختند؛ و ثابت کردند که «حب الحسین یجمعنا».

هیچ روزی، روز حسین(ع) نمیشود
محرم 1402 در هرم گرمای تابستان به گرمترین و عظیمترین شکلی که انتظار میرفت برپا شد. مردمی که نسل به نسل عشق علی(ع) و فرزندانش را به ارث برده بودند، در یکی از سختترین ایام و روزگاری که بر شیعیان گذشت، پرچم حقخواهی سید و سالار شهیدان و آزادگان جهان را بالا نگه داشتند. قابهایی که محدود به 4 جهت برای ثبت تصاویر عزاداری مردم بود، عمدتا در به تصویر کشیدن افق جمعیت ناتوان ماندند.
عاشورای 1402 روز زنده نگهداشتن نام حسین(ع) در زمانهای بود که کوردلان در وهم به فراموشی سپردن آن یاوهسراییها کرده بودند. از هفتهها پیش از آغاز ایام محرم حسینی، جریانهای معلومالحال شکست خوردهای که در یک سال گذشته برای به ویرانی کشاندن ایران به عنوان پایتخت شیعیان جهان تن به هر خفت و بدنامی داده بودند، طرح حمله به عزای سید و سالار شهیدان را کلید زدند. آنها که با دل بستن به آشوبهای سال گذشته در خیال به حاشیه بردن، هجو و حمله به این آیین حقطلبانه بودند، در هفتههای منتهی به ماه محرم کمپینهایی را برای تحریم این عزا، نپوشیدن لباس سیاه، حمله به عزاداران و... به راه انداخته بودند و انتظار داشتند جامعه ایران به علت نارضایتیهای موجود با آنان همراه شوند. با این حال از نخستین شبی که هلال ماه محرم در آسمان ایران رخنمایی کرد، آنچه به چشم میآمد، صفهای طویل عزاداران حسینی و جمعیت دینداری بود که برای اعتلابخشی به پرچم سیدالاحرار حسین بن علی(ع) دوشادوش یکدیگر به عزاداری پرداختند.
روشن بودن چراغ عزای حسینی در 10 روز گذشته عیانتر از آن بود که کسی توان وارد کردن شک و شبههای به آن را داشته باشد. طبق برخی مشاهدات، جمعیتی که امسال در آیینهای عزاداری محرم حاضر شد، حتی از سال گذشته نیز بیشتر بوده است. با این حال فراتر از جذبه عشق حسینی برای مردم ایران که قرنها عاشق آلالله بودهاند، محرم امسال را باید سیاسیترین محرم معاصر کشورمان دانست. اگر تا به حال روایت ناب انقلابی بر سیاسی بودن این آیین تاکید داشت و حتی نسبت به خطر سکولار شدن عزای حسینی هشدار میداد، امسال مخالفان دین و شریعت بیش از هر زمان دیگری بر سیاسی بودن این آیین تاکید داشتند و از مردم ایران میخواستند با حضور نیافتن در عزای حسینی، از قدرت نهاد دین در جامعه ایران بکاهند؛ درخواستی که البته با «نه» حقیقی مردم ایران باطل شد.
از همین منظر حضور کمنظیر مردم در عزای سید و سالار شهیدان را میتوان حامل چند پیام روشن دانست:
1- برخلاف تمام عملیاتهای رسانهای و تقلای مزدوران خارج از کشور برای به تعطیلی کشاندن محرم، حضور پرشور مردم در این آیین معنایی جز بیاعتباری خارجنشینانی ندارد که ابایی از هتک مقدسات مردم نداشتهاند. مردم با بالا نگه داشتن پرچم عزای امام حسین(ع) جایگاه رفیع دین را در زندگی جمعی خود به همگان نشان دادند.
2- حمله به محرم و جهل نسبت به نفوذ عمیق عزای سیدالشهدا(ع) در زندگی ایرانیان گواهی بر میزان حماقت ضدانقلابی است که ابتداییترین شناختی را از جامعه ایران ندارد. آنها که برای حمله به نظام و انقلاب اسلامی، هجمه به مقدسات مردم را تجویز میکنند، در این خیال باطل هستند که عزای محرم و صفر، پدیده دستساخت نظام سیاسی است، در حالی که انقلاب، نظام و ارزشهای ملی ایرانیان خود محصول عزای حسینی و ارادت قلبی مردم به خاندان عصمت و طهارت است.
3- آنچه از آن با عنوان جریان «زن، زندگی، آزادی» یاد میشود، فارغ از تشکیلات پشتپردهاش، یک هدف آشکار را دنبال میکرد و آن حمله به واجبات شرعی و مقدسات دینی مردم بود؛ هدفی که ابتدا با حمله به عفاف و حجاب آغاز شد و در این محرم قرار بود با حمله به اهل بیت پی گرفته شود. شکست این جریان در خاموش کردن چراغ عزای حسینی گویای این واقعیت بود که برخلاف اوهام شکستخوردگان سیاسی، نهاد دین کماکان بالاترین پیوند را با جامعه دیندار ایران دارد.
حسینیهای به نام ایران
با وجود تبلیغات گسترده، این روزها به هر گوشه ایران اسلامی نگاه میکردیم، نشانی از دلدادگی به سالار شهیدان و مکتب او به چشم میخورد. مردم ایران در دهه اول محرم، نهتنها مشکیپوش حماسهساز کربلا شدند بلکه گوشه به گوشه این دیار اسلامی را تبدیل به حسینیهای برای آقای عاشورا کردند. مراسم دهه اول محرم نشان داد که دلبستگی کربلا برای مردم ایران، فراتر از آن چیزی است که کارشناسان و تحلیلگران غربی در اندیشکدههای خود به آن میاندیشند. فرهنگی که صدها سال است با روح و جانمان عجین شده و نام ایرانی بدون آن معنا و مفهومی ندارد. شاید به همین دلیل هم باشد که عزای حسین(ع) را سیاسیترین پیام مردم دیندار ایران به جهانیان عنوان میکنند.
شور جوانان در برپایی موکبها و حسینیهها
در گذشته محرم که شروع میشد رسم بر آن بود که همه جوانان در کنار بزرگان و پیران حسینی در مساجد و حسینیهها جمع میشدند و در رثای حسین(ع) و یارانش به سینهزنی و عزاداری میپرداختند. به مرور زمان حسینیهها پای ثابت عزاداری شدند و به هر کوچه و خیابانی از شهر پای میگذاشتیم جوانان پرشور از چند روز پیش از محرم حسینیهای را برپا میکردند و تلاش داشتند هر سال باشکوهتر از سالهای قبل این مراسم را برگزار کنند. در دهه اخیر موکبها نیز به جمع آیین برپایی مراسم عزاداری حسین(ع) اضافه شد. مکانهایی خاص برای اعطای جمعآوری نذورات مردمی که از روز نخست محرم با پخش شربت و چای و... نقش بسزایی در شکوه این ایام داشت. امسال علاوه بر برپایی مجالس مملو از جمعیتی که از هیأت ریحانهالحسین(س) با مداحی سیدمجید بنیفاطمه، هیأت نورالرضا(ع) با مداحی سیدمحمود علوی، مسجد حضرتامیر(ع) با سخنرانی حجتالاسلام علویتهرانی، هیأت عبدا...بنالحسن(ع) با مداحی حنیف طاهری، هیأت ریحانهالنبی(س) با مداحی محمدحسین پویانفر، هیأت بینالحرمین با مداحی جواد مقدم، هیأت آیین حسینی با مداحی میثم مطیعی و... تا دستههای عزاداریای که در دورافتادهترین روستاهای کشور گسترانیده شده بود، وقتی به هر گذری پا میگذاشتیم بوی اسپند استشمام میشد و صدای نوحه مواکب حسینی به گوش میرسید و انگار نه انگار که در گوشهای از این جهان عدهای با صرف هزینههای هنگفت در تلاش هستند به نحوی مانع از برپایی این موکبهای خودجوش شوند. موکبهایی که به دور از تبلیغات کمپینهای معلومالحال شاید بهدلیل فشارهای اقتصادی زمزمه کم شدن یا تلفیق آنها در کوچهوبرزنها احساس میشد امام مردم مشتاق حسینی نشان دادند که نام حسین(ع) خطقرمز آنهاست.

کمپینهای پرشور مجازی همپا با حسینیهها
طرح برپایی حسینیه در فضای رسانهای چند سالی است که توسط عاشقان حسینی دنبال میشود و توانسته جریان مطلوبی را در افکار عمومی ایجاد کند.امسال نیز این جریان خودجوش همچون گذشته توسط جوانان مشتاق ایرانی برگزار و با استقبال بینظیری روبهرو شد. مهمترین پویش و کمپین محرم بیشک کمپین نذر خون است؛ پویشی که همهساله با شروع محرم و با هدف فراگیرکردن فرهنگ اهدای خون به بیماران برگزار شده و سازمان خون میزبان خیل کثیری از مردم میشود. در کنار این پویش ماندگار، امسال شاهد پویشهای متعددی همچون به نام حسین(ع)، من یار حسینم، احلی من العسل، نوجوانان حسینی، حالا محرم، حاشیهنگاری عاشورایی و ... بودیم. پویشهایی که تا این لحظه با استقبال بینظیری روبهرو بودهاند.
ما ملت امامحسینیم
ملت ایران اسلامی، ملتی سرافراز است و این عزت، بیداری و بصیرت خویش را از مولایش حسین(ع) گرفته است. مردم ایران هم میدانند که راه سعادت و پیشرفت آنها در سایه زنده نگهداشتن نام و یاد حسین(ع) است و چنین ملتی که قدرت و بیداریاش برگرفته از عاشوراست هرگز تطمیع دشمن نخواهد شد. وقت آن است کارشناسان غربی و جیرهخواران آنها نیز به این نتیجه مهم برسند که هیچ دشمنى نمىتواند این ملت را که شعله محبت و ارادتش به امامحسین(ع) هرگز خاموش نمیشود، از پیمودن راهى که انقلاب اسلامی به پیروی از سید و سالار شهیدان پیش روی او گذاشته است، بازدارد.
خورشید عاشورا روشنابخش تاریخ انسان و برپادارنده قیام اسلام به عدالت و آزادگی است. یاد و نام حسین(ع) آشناترین جلوه جمعی ایران شیعه در آمد و رفت تواریخ بوده، تا آنجا که هیچ نقطهای از خاطرات ایرانیان را نمیتوان یافت که رد محبت خاندان رسولالله(ص) در آن مشهود نباشد. محرم تلاقی عشق و حماسه، شور و شعور و معنویت و عقلانیت ایرانیان است. محرم ظرف زمانی برای گستره بخشیدن به زمین کربلاست که اگر چنین نبود «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» معنایی نمییافت.
این، همان همبستگی بزرگی است که ما را امیدوارتر میکند؛ به اینکه حواسمان به همدیگر و به سرنوشت مشترکی که داریم، بیشتر باشد. این، همان دمکراسی بزرگ ما در روز روشن و در خیابانهای این ابرشهر بود. کسی این مردم را ناچار و مجبور به این حضور در دریای بیپایان حب حسینی نکرده بود. خودشان آمدند، خودشان سیاهی زدند، خودشان غذا پختند، خودشان ایستگاه صلواتی ساختند و خودشان دستههای عزاداری راه انداختند و خودشان انتخاب کردند که حسینی باشند و شهر را حسینی کنند. این اگر اصل دمکراسی نیست، پس چیست؟ حب حسین، شهر را یکپارچه عوض کرد و صحنههایی که در اینجا میبینید، نمونههایی کوچک از این تغییرات بزرگ است. حسینیه بزرگ تهران را، از دریچه عکاسان همشهری به تماشا نشستهایم؛ تماشای شهری که اینبار جمعیتاش را، حب حسینی گردهم آورده است؛ به قاعده سنتی چند صد ساله.
گزارش از علی پیراینده



